فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

142

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

وقت ، دشت قبچاق است كه در ايّام بهار نهار او در طيب نسيم عنبر شميم ميگذرد و شب او در فراغت و نزهت همچو بهشت نعيم مىباشد . گلها و لالهاى او در كلانى هر يك چند برابر گلها و لالهاى ديگر بساتين عالم و سكّان او را فراغ و راحت زيادت از فراغ و راحت تمامى اولاد آدم . ابيات تازه دشتى كه رشك آفاق است * دشت جنّت نشان قبچاقست زينت خاك ، ربع ميمونش * رشك افلاك ، سطح هامونش از زلالش نبات مىريزد * و ز شمالش حيات ميخيزد خاك خوشبوى او عبير آميز * باد دلجوى او فرح انگيز نهرهايى كه بر حوالى اوست * عقل حيران خوش زلالى اوست بلبل عقل در گلش حيران * فهم در صوت بلبلش حيران لالهء او چو برفروخت چراغ * بيستون لاله را كشد صد داغ هست راهش سبيل جنّت خلد * چشمه‌اش سلسبيل جنّت خلد هر درختش كه مهبط ملك است * در بلندى چو سدرهء فلك است شاخها جمله سر فراز درو * آشيان كرده چرخ و باز درو سدره را جا فراز چرخ بود * لانهء شاهباز چرخ بود اين عجب سدره‌ايست روح افزا * كه كند چرخ بر فرازش جا فى الجمله اوصاف نزهت و وسعت دشت قبچاق زيادت از حد اندراج مطاوى اين اوراق است و اين دشت وسيع ييلاق اوزبك است و در ايّام صيف كه وقت انتشار تف تموز و اوان كثرت احتراق و سوزست ، الوس قزّاق در حوالى و اطراف و نواحى و اكناف او جاى گيرند و بواسطهء كثرت مواشى و احتياج بمراعى ، اين دشت واسع را تمام در زير دست و پاى گيرند و هر سلطانى از سلاطين [ 61 پ ] ايشان ناحيهء از نواحى آن ديار در دست تصرف و اختيار دارند . ايّام تابستان در اطراف و انحاء آن